شخصيتهاي فيلمهاي خوب، همچون انسانهاي واقعي زندهاند و اگر در فيلمنامه به اقتضاي داستان، زندگيشان خاتمه يابد، در دنياي اذهان، ناميرا و ابدياند. نقشهاي ماندگاري كه به «تاريخ» ميپيوندند: نه تاريخ هنر و ادبيات و سينما؛ تاريخ حيات بشر.
شخصيت لئون (بازيگر فيلمي به همين نام) را جزئيات رفتاري خاص و منحصر به فردش ميسازند. عادات رفتاري بخصوصي كه فقط خودش آنها را داراست. كلاه مضحك به سر ميگذارد و عينك آفتابي گرد به چشم ميزند. موي سرش كوتاه است و هميشه هم پالتو تنش است. به ديد زدن از سوراخهاي كوچك علاقه خاصي دارد و شايد براي همين است كه شگردش آدامس چسباندن روي چشمي در خانههاست. نشسته ميخوابد و شير را به هر نوشيدني ديگري ترجيح ميدهد. آدمكش است اما عواطف كودكانه دارد. سينما ميرود و با شعف بچگانه فيلم موزيكال تماشا ميكند و وسواس عجيبي هم در اتو كردن لباسهايش و تميز كردن برگهاي گياه مورد علاقهاش دارد. در كل براي گلدانش احترام خاصي قائل است؛ شايد چون به قول خودش بهترين دوستش همين گلدان بيزبان است: «بهترين دوستمه، هميشه شاده. هيچ سؤالي نميكنه، مثل منه.»
از آدميزاد جماعت خير نديده و تعجبي ندارد اگر خوكها را بهتر از آدمها ميداند: «در مورد خوكها بد صحبت نكن، اونا معمولاً بهتر از آدما هستند.»! عروسك بازي ميكند و عروسكش هم خوك پارچهاي بامزهاي است كه لئون خيلي خوب بلد است جايش حرف بزند و خُر خُر كند.
به كارش وارد است و در آن «خيلي جدي.» حرفهاي است نه مثل رئيس پليس رواني شهر كه به لطايفالحيل آدم ميكشد. لئون براي كارش قوانين لازمالاجرايي دارد: «نه زن، نه بچه.» دليلش را بعداً ميفهميم وقتي براي مجاب كردن ماتيلدا با حسرت و افسوس داستان عشق از دست رفتهاش را بازگو ميكند. او بيدليل آدمكش نشده. همه چيز از نوزده سالگي و در پي شكست در آن عشق نافرجام شروع شده. لئون را وسوسه انتقام به اينجا كشانده و او خوب ميداند كه شغل درست و حسابي و آبرومندانهاي ندارد. به قول ماتيلدا «بهترين آدمكش شهر» است و ما ميبينيم كه تمام قواي انتظامي شهر هم كه جمع شوند نميتوانند از پس دستگيري او برآيند اما با اين همه به خودش نميبالد. چيزي براي افتخار كردن ندارد. او پشيمان است و براي همين هم نميخواهد ماتيلدا آيندهاي مثل خودش پيدا كند: «تو فقط يه دختر كوچولويي زندگيت رو تو راه خلاف ننداز... وقتي انتقام بگيري ميفهمي كه اصلاً خوب نيست... وقتي يه نفر رو بكشي همه چي مثل قبل نميمونه. زندگيت براي هميشه عوض ميشه.»
لئون شكست ناپذير است. مثل نامش. مثل شير. وقتي با ناجوانمردي تمام از پشت سر گلوله ميخورد باز هم ميتواند در همان وضعيت، انتقام ماتيلدا را از قاتل برادر 4 سالهاش بستاند. تنها دوست و معتمد لئون (به جز ماتيلدا) يعني كافرماي او درباره اين رويين تني اش به او ميگويد: «تو تباهيناپذيري. گلولهها از تو فرار ميكنن. تو با اونا بازي ميكني.» لئون در نظر ماتيلدا اما نه فقط تباهيناپذير، كه فناناپذير است. لئون در نظر او حتي بعد از مرگ هم «بزرگترين مرد روي زمين» است.
پانوشت:
1- محصول 1994 امريكا، كارگردان: لوك بسون، بازيگران: ژان رنو، گري اولدمن، ناتالي پورتمن
ارسال شده در تاریخ: سه شنبه، ۲۰ مردادماه ۱۳۸۸
نسخه چاپي اين مطلب
منبع اصلی
تعداد بازدید این مطلب: 167

10 مطلب مرتبط با موضوع: اخبار سینما و سینما گران
فناوری اطلاعات و ارتباطات (896)
فرهنگ و ادب و هنر (16)
مد و روشهای زندگی (36)
مدیریت و برنامه ریزی (111)
مطالب جالب خواندنی و گوناگون (396)
نکات جالب روانشناسی (211)
کسب و کار و تجارت (34)
آموزش (0)
آموزش آشپزی (147)
آرایش و زیبایی (111)
اقتصاد و بازار (118)
اخبار جالب ایران وجهان (355)
اخبار سینما و سینما گران (505)
اس ام اس (3)
اسرار موفقیت (225)
بهداشت و نگهداری مواد غذایی (36)
بهداشت و سلامتی (427)
تناسب اندام و رژیم غذایی (199)
تکنولوژی و دانش (113)
ترفندهای کامپيوتر و اینترنت (116)
جامعه و زندگی اجتماعی (96)
حوادث ایران و جهان (1037)
خواص خوراکیها، میوه ها و سبزیجات (27)
خانه و خانه داری (254)
خانواده و ازدواج (485)
دنیای موبایل (19)
دنیای پزشکی و بیماریها (154)
عکسهای جالب و دیدنی (19)