تاكنون از حضور آدمهاي فضايي در روي كره خاكي فيلمهاي زيادي ساخته شده است. كارگردانان سينما براي ساخت اين فيلمهاي تخيلي خود را در دنيايي سيال رها كردهاند و با تخيلات خود، داستاني را براي مردم تعريف كردهاند. فيلمهاي فضايي اين فكر را در مخاطبان ايجاد ميكند كه گاهي به اين بينديشند كه شايد آدمهايي ديگرگونه در فضا زندگي ميكنند. آنها زندگي آدمهاي كره زمين را ميبينند و چون آن را مغاير با زندگي خود ميبينند، هوس ميكنند به زمين بيايند. آن زندگي را تجربه كنند، آن را بپسندند يا تصميم بگيرند آن را نابود كنند.
با نگاهي به فيلمهايي كه درباره حضور فضاييها در روي كره زمين تاكنون ساخته شده است به اين نتيجه ميرسيم كه از ديد كارگردانان زميني، فضاييها به زمين ميآيند تا زمينيان را نابود كنند. به همين دليل اكثر اين فيلمها به آثاري كاملا خشن تبديل شدهاند. چند سال پيش ابوالحسن داوودي، كارگردان ايراني هم فيلمي با نام «من زمين را دوست دارم» ساخت و در آن آدم فضايي را نشان داد كه از فضا به زمين آمده بود و آنقدر به زمينيان علاقهمند شده بود كه دوست نداشت به فضا برگردد. اين آدم فضايي هم بيآزار بود و باعث جنگي در كره زمين نشد.
اكنون بعد از سالها كه از ساخت فيلم من زمين را دوست دارم، ميگذرد و سينماي دنيا پر شده است از فيلمهاي اكشن فضايي، يك گروه تلويزيوني در كشور ما تصميم گرفتهاند تا سريالي با محور سفر آدم فضاييها به كره زمين، تهران و خانه يك آدم مجرد كلهپز بسازند. مردي كه با برادر خود كه بتازگي از همسر خود جدا شده است، زندگي ميكند. اين سريال «مسافران» نام دارد و مدتي است كه پخش آن از شبكه 3 سيما آغاز شده است. مسافران سريالي دوستداشتني است؛ به چند دليل كه ميتوانند دلايل خوبي هم باشند. اولين دليل اين خوب بودن، گروه سازندگان سريال مسافران است؛ افرادي كه بيشترشان جوان هستند و حالاحالاها ميتوانند كار كنند و مردم را بخندانند.
نابغه طنزنويس
حالا ديگر ميتوان با خيال راحت به تماشاي سريال يا فيلمي نشست كه پيمان قاسمخاني، مسووليت گروه نويسندگان آن را به عهده دارد. قاسمخاني معمولا به سراغ موضوعاتي ميرود كه اصلا تكراري نيستند. او با خلق فضايي جديد، شخصيتهايي را معرفي ميكند كه ما تاكنون كمتر آنها را ديدهايم. سريال شبهاي برره را به ياد بياوريد و ناكجاآبادي را كه قاسمخاني خلق كرد و آدمهايي را كه در اين سرزمين به وجود آورد.
در سريال مسافران هم قاسمخاني 4 نفر آدم را از فضا به كره زمين آورده است. 2 زن و 2 مرد كه اصلا به قوانين زمين آشنا نيستند و نميدانند كه آدميان در اين زمين چگونه زندگي ميكنند و چه اصول و آداب و رسومي براي خود دارند. آدم فضاييها قرار است هرچه كه ميبينند، براي رئيس خود مخابره يا به اصطلاح خودشان «پرت» كنند. همين مخابره اخبار است كه سريال مسافران را ديدني كرده است. مسافران در روي زمين، شاهد اتفاقات و روابطي هستند كه اصلا از آنها سردرنميآورند. مثلا آنها نميدانند ازدواج چيست و در برخورد با زمينيان است كه با اين مفهوم آشنا ميشوند و در برابر آن واكنش نشان ميدهند. آدم فضاييها از روابط بروكراسي هم اطلاعي ندارند براي همين است كه وقتي به يك اداره ميروند تا كارت شناسايي دريافت كنند، با مسائل پيچيدهاي روبهرو ميشوند.
قاسمخاني، مسافران را به زمين فرستاده است تا چهرهاي واقعي از زندگي ما آدميان را به خودمان نشان دهد. ما به اتفاقات سريال مسافران ميخنديم و گاهي غافل از اين نكته ميشويم كه ما داريم به خودمان و اصولي كه براي زندگي به وجود آوردهايم، ميخنديم. ما زندگي خودمان را از ديد مسافران ميبينيم و گاهي بهتزده ميشويم؛ يعني چي؟ ما واقعا داريم اين گونه زندگي ميكنيم؟ و همين ايجاد پرسش است كه نشان ميدهد پيمان قاسمخاني، كارش را بلد است. البته اين نويسنده، تبحر زيادي در نمايش روابط بين زن و شوهرها و پنهانكاريهاي آنها دارد. او از سريال پاورچين به بعد تصميم گرفت اين روابط و دروغهايي را كه معمولا شوهران به همسرانشان ميگويند تا بتوانند به اصطلاح به «صفاسيتي» بروند را به نمايش بگذارد.
عاقبت بخيري براي جوان
رامبد جوان سالهاست كه راههاي مختلف طنز را تجربه ميكند. او تاكنون نقشهاي زيادي را بازي كرده تا نشان دهد كه استعداد كميك دارد. او در اين مسير گاهي موفق بوده و گاهي طعم شكست را چشيده است. جوان فعاليت خود را با بازيگري آغاز كرد تا بتواند روزي كارگردان شود و در فيلمها و سريالهايي كه با ايدههاي خود ميسازد، بازي كند. براي همين سالها صبر كرد تا اينكه چند سال پيش فيلم سينمايي «اسپاگتي در 8 دقيقه» را ساخت و در افتتاحيه اين فيلم با خوشحالي گفت: من اكنون كارگردان شدهام چه بخواهيد و چه نخواهيد. اكنون جوان با كارگرداني سريال مسافران به تلويزيون آمده است و نشان داده كه اگر متن خوبي به دستش برسد و با گروهي كار كند كه ميدانند كمدي چيست و دنياي خيال و فانتزي چقدر ميتواند در موفقيت اين آثار مفيد باشد، كارگردان خوبي است و ميتواند مخاطبان خود را از ته دل بخنداند و در نوع بازي خود هم فاصلهاي را ايجاد كند تا مردم نگويند كه بازي رامبد جوان در همه كارهايش شبيه هم است، چون در مسافران واقعا متفاوت ظاهر شده است.
خشايار دوستت دارم
خشايار را حتما يادتان است؛ سريداري كه پولدوست بود و يك مو از خرس كندن را هم غنيمت ميدانست. حميد لولايي با نقش خشايار معروف شد و سالهاست كه او را با خود به آثار مختلف ميبرد و تنها كسي كه توانسته او را از خشايار جدا كند، رضا عطاران است كه در كارهايش تا جايي كه توانسته، نگذاشته لولايي امضاي خشايار را پاي كارهاي خود بگذارد. لولايي تاكنون با گروه پيمان قاسمخاني كار نكرده است و مسافران را ميتوان اولين همكاري لولايي با اين گروه دانست. شايد به همين دليل است كه اين بازيگر از اين فرصت تازه به دست آمده، استفاده كرده و دوباره خشايار را زنده كرده است. با همه اينها لولايي آنقدر دوستداشتني است كه مخاطبانش او را در مسافران قبول كنند و بگويد؛ خشايار دوباره آمد!
جناق شكستن يك آدم فضايي
حسن معجوني، آينده خوبي خواهد داشت. او بازيگري است كه ميتواند با مخاطب ارتباط برقرار كند و اين راز موفقيت يك بازيگر است. معجوني حضور مقابل دوربين را با نقشهاي كوتاه شروع كرد؛ اما كمتر كسي است كه او را در فيلم «هميشه پاي يك زن در ميان است» فراموش كند. افسر نگهباني كه سرباز وظيفه آشتياني را با لحن خاص خود صدا ميزد. معجوني با بازي در فيلم «اي دوست مرا به خاطر بسپار» در نقش اصلي ظاهر شد و نشان داد كه مرحله گذر را طي كرده است و اكنون ميتواند نقشهاي اصلي را بازي كند. معجوني اكنون به سريال مسافران آمده و با استفاده از تجربيات تئاتري و سينمايي خود، نقش بهرام را به نقشي دوستداشتني تبديل كرده است.
هميشه مسافر
شقايق دهقان، همان بازيگري است كه در سريال پاورچين نقش زن داوود را بازي ميكرد. او از مسائل روز چندان سردرنميآورد؛ اما دلش براي دالايي لاما ميسوخت و گاهي براي او و پيروانش گريه ميكرد. دهقان در شرايطي به سريال شبهاي برره آمد كه همه فكر ميكردند او فقط ميتواند نقش آدمهاي معصوم را بازي كند؛ اما وقتي خشونت را در نقش... جاري كرد، همه گفتند نه بابا بد نيست او هم ميتواند خشن باشد. اكنون دهقان را با همه مختصاتش در سريال مسافران ميبينيم. او هم از فضا آمده است؛ اما ميتواند خيلي سريع شبيه آدمهاي زميني شود.
برنامهريزي شده اما غيرقابل پيشبيني
نصرالله رادش با نام شهاب همراه 3 مسافر ديگر زمين آمده است. او قرار است دائرهالمعارف فضاييها در زمين باشد. اين دائرهالمعارف گويا آنقدر خوب ظاهر شده است كه بدون او حتما سفر و موفقيت مسافران به سرانجام نميرسيد؛ همچنان كه اگر رادش در نقش حيف نون در سريال باغ مظفر نبود، اين سريال كه ميگويند مهران مديري آن را سفارشي و تبليغاتي ساخته است، كمتر به دل مينشست. رادش در سريال مسافران، كاريكاتوري است كه مردم را از ته دل ميخنداند؛ چون آنها را با واقعيت مفاهيمي كه با آنها زندگي ميكنند، آشنا ميكند و نشان ميدهد كه مردم زمين آنچنان كه حرف ميزنند و فكر ميكنند، عمل نميكنند.
سحر دولتشاهي، ديگر بازيگر سريال مسافران است كه نقش سرگروه فضاييها را بازي ميكند. دولتشاهي در زمينه كارهاي كمدي، تجربهاي ندارد؛ اما با همه اينها تا اينجا نشان داده است كه هماهنگي گروه كمديساز را بهم نزده است. از هماكنون ميتوان او را در فهرست بازيگران طنز قرار داد كه در آينده پركار خواهند شد.
عطا فرزانه
ارسال شده در تاریخ: پنجشنبه، ۲۲ مردادماه ۱۳۸۸
نسخه چاپي اين مطلب
منبع اصلی
تعداد بازدید این مطلب: 262

10 مطلب مرتبط با موضوع: اخبار سینما و سینما گران
فناوری اطلاعات و ارتباطات (896)
فرهنگ و ادب و هنر (16)
مد و روشهای زندگی (36)
مدیریت و برنامه ریزی (111)
مطالب جالب خواندنی و گوناگون (396)
نکات جالب روانشناسی (211)
کسب و کار و تجارت (34)
آموزش (0)
آموزش آشپزی (147)
آرایش و زیبایی (111)
اقتصاد و بازار (118)
اخبار جالب ایران وجهان (355)
اخبار سینما و سینما گران (505)
اس ام اس (3)
اسرار موفقیت (225)
بهداشت و نگهداری مواد غذایی (36)
بهداشت و سلامتی (427)
تناسب اندام و رژیم غذایی (199)
تکنولوژی و دانش (113)
ترفندهای کامپيوتر و اینترنت (116)
جامعه و زندگی اجتماعی (96)
حوادث ایران و جهان (1037)
خواص خوراکیها، میوه ها و سبزیجات (27)
خانه و خانه داری (254)
خانواده و ازدواج (485)
دنیای موبایل (19)
دنیای پزشکی و بیماریها (154)
عکسهای جالب و دیدنی (19)